تولد مامانی
پسرک عزیزم
آخرین روزهای سال ٩٠ یعنی ٢٨ اسفند ماه ،سالروز تولد مامان لیلا است و امسال اولین سالی است که فرشته آسمانی و بهترین هدیه زندگیمون در کنار ماست
امسال بابایی تصمیم گرفته بود برا تولدم یه جشن خوب بگیره تا هم تولد رو جشن بگیریم و هم جشنی برا آغاز سال جدید باشه ولی به خاطر فوت آبا نشد و ما این مراسم رو خیلی خیلی ساده برگزار کردیم .
عصری بابایی اومد خونه و گفت ببریم آروین رو بذاریم خونه مامان جون اینا و بریم بیرون منم موافقت کردم چون پسر کوچولوی ناز من سرما خورده و نمیشد ببریمش بیرون.بعد بابایی منو برد بازار و کادو تولدم رو گرفت و از طرف تو پسر نازم هم یه بلوز خوشگل خرید و در آخر سر هم یه کیک خوشمزه که بردیم خونه باباجون اینا و باهم خوردیم امیدوارم سالیان سال تو در کنار ما و شریک در دلخوشیهای ما باشی پسرک عسل من
خدا را به خاطر اعطای این نعمت زیبا و دوست داشتنیش بی نهایت سپاسگذارم خدایا شکرت این اولین و زیبا ترین سالروزتولد منه ،سالروزتولدی که فرشته کوچولوی زیبایی در کنار ما نشسته و با دستهای کوچیک و دوست داشتنیش کیک تولدم رو خراب کرده است .الهی که من قربون اون دستهای سفید و تپل و خوشگلت برم آروین کوچولوی نازم


آروین کوچولوی من در تولد مامانی آذری می رقصه

اینم کادوهای مامانی


اینم کیک تولد مامانی که تو با دستت اینجوری کردی



تولد مامانی
